تردید
تردید کلمه ای که هر روز به روحم چنگ میزند،خودم را برابر ضربه های کشنده تردید هر روز ضعیف و ضعف تر میبینم،کجای راه را اشتباه آمدم !اصلا راه را اشتباه آمده ام یا مسیر درست برای من فقط همین بود! این راه خیلی طولانی شد درتنگنای زندگی در ایران هرگز فکر نمیکردم لحضله ای تردید به سراغم بیاید و وسوسه های به بزرگی کوههای زاگرس هر روز بر مغزم آوارشود.مگر زندگی چقدر به تو زمان میدهد که ده سالش را دردربدری و بی وطنی سپری کنی شمردن روزها و ساعت ها کار آسانی نیست شمردن هفته ها و ماها !!!!! اه که زمان چقدر دیر و سخت بر ما گذر میکند خیلی طولانی شد باورم این بود که خیلی زود همه چیز برای همه کس درست میشود و من با آنچه که می اندیشم و هر کس با هر آنچه که هست پذیرفته میشود و بساط آرامش و رفاه بر میهن ما حاکم میشود واین آوارگان که حالا قدر وطن را میدانند به آشیان میهن باز می گردند.من در این همه سال که هزار سال بر من گذشت فقط یک شب آرام و شیرین داشتم و ان هم روز ۲۷ دیسامبر ۲۰۱۵ در هتلی در استانبول بود ان شب اگر عاقلی به من میگفت که فقط و فقط یک شب خواهد بود بیشک او را مجنون و دیوانه میپنداشتم
دالاس می ۲۰۲۳
برچسبها: نوراباد ممسنی, دالاس, مورکی, بهلو
