قلعه سفید زادگاه من

روستای مورکی جاوید


روستای مورکی جاوید در بخش مرکزی شهرستان نورآباد ممسنی و در 10 کیلومتری شهر نور اباد واقع گردیده است.این روستا مر کز جاوید ماهوری می باشد . تعداد خانوار بالغ بر پانصد خانوار می باشد.دارای دبستان مدارس  راهنمایی دبیرستان اعم از پسرانه و دخترانه و بهداری ، خانه بهداشت، دهیاری، شرکت تعاونی و هیات عزاداری، مسجداین روستا در بازار روستا واقع گردیده و در حال حاضر خانه عالم نیز جنب مسجد رو به اتمام است،همچنین حسینیه ای با همت مردم روستا شروع گردیدن است.روستا به علت زمینه ای که دارد و نزدیکی به شهر مهاجر پذیر از روستاههای دیگر می باشد  شغل اکثر مردم کشاورزی و عده زیادی نیز کارمند می باشد، این روستا یکی از پر جمعیت ترین روستا ههای شهرستان و بخش جاوید می باشد، دارای مردمی فهیم، با اکثریتی  تحصیلکرده و دارای روحیه مذ هبی و پر شور در دفاع  از ارزشهای انقلاب ، می باشد

این روستا در جریان دفاع مقدس 10 شهید را تقدیم انقلاب نمود ف هم چنین دهها جانباز و بیش از 300 ایثار گر از این مردم در در جبهه های حق علیه باطل حضور داشتند.


سایت فرهنگ وهنر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۰ساعت 15:29  توسط عمار  | 

برگی از تاریخ جنگ های ممسنی (بخش اول)

حسینقلی خان رستم

کتابهایی زیادی راجع به جنگ های طولانی سالهای 1301 تا 1309 امین امام قلی خان  ممسنی و سرتیپ خان بویراحمدی و واقعه تنگ تامرادی و تبعات و ضایعات آن گفته شده و عینا معلوم و مشخص است  که آن همه لشکر کشی و برادر  کشی را به خاطر تثبیت و تحکیم مالکیت  بوشهری بر اموال الناس مردم ممسنی انجام می گرفت و این حقیقت در روز 22 شهریور ماه سال 1322 رای  هیات داوری با تقسیم املاک ممسنی بین خوانین و بوشهری و ذوی الحقوقین و دولت تحت نام موقوفه به اثبات رساند و زد و بند های پیدا و پنهان متجاوزین بصورت حکم شماره 2673 معامله پنهانی را متجلی نمود و تقلای خود مالکی مردم را پس از 21 سال جنگ و بحث تبدیل به مالکها کرد .به علاوه چون منظور از ذوی الحقوقین همان نسق داران زمین بودند که  در این معامله دو دانگ سهمی ذوی الحقوقین را خانها بعهده گرفته بودند که در محل به صاحب نسقها انتقال نمایند و زیر این تعهد نیز شانه خالی کردند و آن را به نام خود و بعضی از کدخداها ظبط و غصب گردید. بیشتر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ساعت 22:24  توسط عمار  | 

افتتاح اولین جايگاه سوخت گاز درممسنی

نخستين جايگاه سوخت گاز خودروها موسوم به CNG در شهر نورآباد مركز شهرستان ممسني با اعتباري افزون بر 11 ميليارد ريال به بهره برداري رسيد.
فرماندار ممسني در آيين بهره برداري از اين جايگاه سوخت ، بيان داشت: اين جايگاه سوخت داراي شش نازل سوختگيري با فشار گاز 250 پوند است وبه طورمتوسط در هر دقيقه ، شش خودرو بصورت همزمان قادر به سوختگيري هستند.


الله بخش گنجه اي افزود: اين جايگاه در نوع خود بي نظير است و از جديدترين فناوري روز دنيا براي راه اندازي آن استفاده شده است.
وي در بخش ديگري از مطالب خود گفت: پيشرفت و توسعه اين شهرستان ، نيازمند همدلي و تعامل هر چه بيشتر ميان مردم و مسوولان است .
لازم به ذکر است در روزهای اولیه افتتاح این جایگاه بدلیل عدم رعایت استانداردهای ایمنی این جایگاه در هنگام سوختگیری یک دستگاه نیسان دچار آتش سوزی شد که به همت مسولان شهرستان بعد از گذشت دو هفته مشکلات ایمنی جایگاه برطرف شد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ساعت 21:20  توسط عمار  | 

بهمن بیگی؛ گوهری که ناشناخته ماند

بهمن بیگی

سه دوره حیات بهمن بیگی

دوره اول عمر بهمن بیگی به آموختن و زندگی در ایل گذشت. او از متن زندگی ایلی با بهار زمردین و پاییز طلاییش به تهران  خاکستری  آن روزگار پرتاب شد. از دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشنامه گرفت. به زبان فرانسه مسلط شد.  بعدها زبان انگلیسی و آلمانی را هم  به خوبی آموخت. آنها که او را از نزدیک دیده بودند ، بر این امر صحه می گذارند که بهمن بیگی شخصیتی محکم و استوار مثل کوه و نرم مثل باران داشت. امواج سنگین سیاسی  با جنگ بین الملل دوم از راه رسیده بود. بهمن بیگی جوان در آرزوی پیروزی آلمان ها بود. فکر می کرد زخم ناسور دخالت انگلستان در امور ایران با شکست آنان از آلمان التیام پیدا می کند. شکست آلمان آن آرزو را بر باد داد و حتی اسبی که خان به او پیشکش کرده بود، ایلخان ها از او گرفتند. وفتی خان خواست تا بهمن بیگی برایش خسارت های سپاه آلمان را فهرست کند، در پایان فهرست نوشت: یک اسب! در "اگر قره قاج نبود..." این ماجرا را روایت کرده است.

دوره دوم عمر او، دهه چهل و پنجاه صرف آموزش عشایر شد.

می گفت همین نام عشایر را با دغدغه انتخاب کردم. آیا می توانیم از این نام چنان که بایست پاسداری کنیم؟ می گفت: عشایر وقتی فرزندی خداوند به آن ها می دهد برایش نام یک شخصیت شناخته شده، یک قهرمان را انتخاب می کنند. از این نام سخنی نمی گویند تا کودک ببالد و خود را پیدا کند. او را ارزیابی می کنند که آیا شایستگی آن نام بزرگ را دارد، اگر داشت با همان نام صدایش می کنند!

کار بزرگ او آموزش عشایر بود.

می گفت: همین که به تهران می رفتم یاد وطن و همین که به ایل می آمدم یاد تهران و شیراز عذابم می داد. تا اینکه بعد از چندین رفت و آمد من تصمیم گرفتم راهی پیدا کنم که هم به شهر دسترسی داشته باشم و هم به ایل. آموزش عشایر را انتخاب کردم تا آنها را با سواد کنم و با شهر ارتباط داشته باشم. پس معلم شدم. در حقیقت این آموزش عشایری برای من پلی بین ایل و شهر شد، من دیگر به آرزوی خود رسیده بودم و دیگر دست از این کار برنداشتم و از آن پس هم شهر را داشتم هم ایل را.

امروزه هیچ گوشه ای از ایران  و بلکه جهان نیست که شاگردی از او را نتوان یافت و از بهمن بیگی سخن نگفت. با افتخار از شاگردانش و افتخارات آنها سخن می گفت.

می گفت: "آنها امروز مایه افتخار ما هستند. آنها پزشکان معروف، جراحان بزرگ و مهندسین عالی قدری شدند. دکتر «ملک حسینی» پیوندزن معروف و افتخار عشایری ایران از آن جمله است. دکتر «محمود حقیقت» نیز بچه گله دار و چوپان باصری بود که رییس بیمارستان نمازی شیراز شد و الان از بهترین پزشکان شیراز است. دکتر «خسروی نژاد» که از طایفه بیگدلی است و امروز از بهترین جراحان پلاستیک فارس است. «خوبیاری» نیز از بزرگ ترین قضات ایران است که اهل کهمره است. در همین شهر و از همین دبیرستان عشایری 10 نفر داندانپزشک داریم.

او یک فرهنگ ساخت و سرنوشت عشایر را دگرگون کرد.

دوره سوم زندگی او، دوران نویسندگی اوست. " بخارای من ایل من" همه را شگفت زده کرد. " اگر قره قاج نبود..." بر شگفتی ها افزود و " به اجاقت قسم..." چشم ها را غرق اشک کرد و دل ها را لرزاند و " طلای شهامت" از راه رسید. بهمن بیگی فارسی را با زیبایی و رسایی تمام می نوشت. بهار دشت ها و جوشش چشمه ها و رنج های بیکران و شادمانی های عمیق عشایر در کتاب های او برای همیشه ثبت شده است. زرین کوب در یادداشتی برای بهمن بیگی نوشته بود: از نثر تو مست می شوم... و بهمن بیگی می گوید "به هر حال من افتخار می کنم که کسی مثل «زرین کوب» در مورد کتاب من نوشته «نشئه شدم، از خود بی خود شدم و تبریک می گویم»."

سازمان علمی-فرهنگی یونسکو به پاس زحمات بهمن بیگی، به او جایزه داد و از او تقدیر کرد. هرچند آنها که او را از نزدیک می شناختند بر این باور بودند که  زحمات بهمن بیگی و حرکت ارزشمند او شایستگی کسب جایزه نوبل را داشت. و او نه فقط در ایران، که در جهان ارزشش ناشناخته ماند.

انقلاب و بهمن بیگی

پس از پیروزی انقلاب چیزی نمانده بود اعدامش کنند. همیشه با احترام از مرحوم سید کاظم موسوی روحانی اندیشمند و آزاده ای نام می برد که جان او را نجات داد. می گوید "بعد از انقلاب اما من گرفتار شدم، به دلیل اینکه کلیه کسانی که در حد من در آن دولت بودند، متهم بودند، کلیه وزیران چه خوب و چه بد متهم بودند. همان طور معاون و مدیرکل خوب یا بد متهم به همکاری برای بقای سلطنت شدند! خوشبختانه سیدی پیدا شد که شاهد پیشرفت های ما در شاهسوند بود. این سید، امام جمعه اردبیل بود که عضو دادگاه انقلاب شده بود که «سید موسوی اردبیلی» نام داشت. او آمد و شخص دیگری به نام «مهدوی کنی» که رییس کل کمیته های ایران بود، او شنیده بود که کمیته شیراز از روی بچه گی و خودخواهی می خواهد مرا «انگل» کند. کاغذ محکمی به من دادند که این آدم خدمت کرده و از تیرباران معاف است. اما دیگر کارم را به من ندادند و خدا را شاکرم که دیگر به من ندادند برای اینکه من مدتی رفع خستگی کردم و بعد فراغت پیدا کردم و دست به نوشتن کتاب بردم، کتاب های من برای من همان قدر افتخار آفریده که کار من، شاید هم بیشتر."

این که ما امروزه بر سر سفره اندیشه و هنر بهمن بیگی نشسته ایم، یادگاری از تلاش انسانی مرحوم موسوی است. موسوی معاون وزارت آموزش پرورش بود و در حادثه هفتم تیرماه سال شصت شهید شد.

بهمن بیگی با شاگردانش، که به تعبیر خودش همه افتخار آفریدند، با کلماتش و با زبان رسای خاطره گویش می ماند. معلم و مربی و نویسنده ای که به مردم و سرزمین خود عشق می ورزید و آموزش را نه به عنوان  حرفه ، بلکه عشق خویش برگزیده بود.

*برخی نقل قولها از مصاحبه فرزاد صدری با مرحوم بهمن بیگی نقل شده است و بعضی از آنها را نگارنده گزارش ، به گوش خود شنیده است.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 12:12  توسط عمار  | 

از زبان معروفترین فرهنگ نامه ی آزاد جهان(ویکی پدیا)

این شهر یکی از زیباترین شهر های استان فارس است که طبیعت زیبا ومنحصر به فردی دارد. این شهر مرکز شهرستان ممسنی است که در شمال غربی استان فارس قرار دارد و با شهرستان های کازرون شیراز گچساران و یاسوج وسپیدان همسایه است ودارای دو اب وهوای معتدل و نسبتاگرم می باشد .نوراباد در میان رشته کو ههای زاگرس قرار دارد اکثر مردم این شهر لرها هستند که از طایفه های بکش و رستم وجاوید دشمن زیاری میباشند و طوایفی از عشایر قشقایی نیز در این شهر اسکان داده شده است وهمین طور اعراب خمسه که در روستای عربها زندگی می کنند. نام گذاری نوراباد به دلیل وجود اتشکده نور در چند کیلو متری این شهر می باشد . کلا درشهرستان ممسنی اثار باستانی بسیاری از قبل و بعد از اسلام وجود دارد که می توان به اتشکده نور تل نوراباد(سپاه) تپه سرنا شهر مدفون بچه باز در نزدیکی روستای امازاده پیرشمس و.....اشاره کرد ممسنی دارای گردشگاههای فراوان از جمله بهشت گم شده .دریاچه برمشور کوه زیبای شاه نشین چشم اندازهای طبیعی روستای بردنگان که با به هم پیوستن دو رودخانه کتی وفهلیان در تنگه کوشه وسپس محو شدن درتنگه هزارمنی روستای پیردان بردنگان زیبایی خاصی دارد .دشت الاکرمی و روستای امامزاده پیرشمس که در دامنه کوههای زیبای سیاه وپیرشمس (زاگرس)قرار دارد وجنگل های زیبای بلوط که در جای جای این شهرستان وجود دارد.می باشد . به دلیل اب وهوای مناسب و بارش فراوان درسه فصل پاییز زمستان وبهار و وجود رودخانه های کتی و فممسنی در طول تاریخ مورد تاخت وتاز حکومتهای مختلف چه قبل از اسلام هلیان عمده اقتصاد مردم این منطقه را کشاورزی (گندم وجووبرنج وکلزا ومرکبات)تشکیل میدهد

وچه بعد از اسلام قرار گرفته است تا جایی که نادر شاه افشار انر ا((ممسنی دشتی پراز نون وتشتی پر از خون)) نامیده است ساکنان قبلی این شهر شول ها بودهاند که بعدا به دلیل هین تاخت وتاز های مختلف کوچ کرده اند .در این رابطه می توانید به کتاب های ممسنی در گذر تاریخ " ممسنی بهشت گمشده" عشایر وایلات ایران" جغرافیای استان فارس مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۸۹ساعت 22:28  توسط عمار  | 

پیشینیه فهلیان

فهلیان یا در گویش محلی فهلیون، نام یکی از دهستان‌های پنجگانه بخش ممسنی است که کم وبیش در باختر بخش واقع شده و از رود فهلیان و چشمه سارها سیراب می‌شود. فرآورده‌های کشاورزی فهلیان غله، گندم و کمی مرکبات است. این منطقه از یازده آبادی پایه ریزی شده که مرکزش روستای فهلیان است. این منطقه ۲۰۰۰ تن سکنه دارد و آبادی‌های مهم آن سروان گر، فهلیان، جنجان و میانه‌است
ریشه نام فهلیان
برخی آنرا از ریشه «فهلویه» منسوب به «فهلو» با معانی دلیر، دلیر، بزرگ و حتی شهر یا شهری که در اصل به گونه پهله، پهلو، پرتو (در سنگ نبشته‌های داریوش بزرگ) و به معنی پارت بوده‌است و برخی نیز فهلیان را معرب ریختار پارسی پهلوی یا همان پهلیان یا پهلویان دانسته‌اند.
 گویش
گویش مردم این سامان لری است. گویش لری این مردم شاخه‌ای از فهلویات است و نزدیکی و هم ریشگی با زبان پارسی دری دارد و آکنده از واژه‌ها و ریشه‌های افعال پهلوی ساسانی است.
آب و هوا
آب و هوا و پوشش گیاهی این منطقه سبب گردیده که هزاران سال مرکز سکونت انسان‌ها بوده‌است چرا که انسان‌های نخستین هر چه را که برای سکونت و زندگانی نیاز داشته‌اند به بهترین وجه در این سامان در دست داشته‌اند.
دیرینه تاریخی
فهلیان منطقه‌ای است با دیرینگی تاریخی کهن و در خور توجه که به قولی و بر پایه نظریات برخی دیرین شناسان دیرینگی این منطقه زیبا به ۸۰۰۰ سال میرسد که در دیرینگی ۳۵۰۰ ساله آن میان باستان شناسان و تاریخدانان همراهی است. در دوران حکومت آل سغلر و آل مظفر فهلیان رونق بازرگانی قابل ملاحظه‌ای داشته‌است به گونه‌ای که تا عهد صفویان بازارچه حمام‌ها و مساجد آباد آن باسازی گردیده که آثار ان هنوز باقی است. این روستا در حمله افغان‌ها در سال ۱۱۳۶ ه.ق به شولستان، ویران شده و مردمش پراکنده گردیدند ولی در زمان حکومت درستکار خان بیات استاندار فارس برابر نوشته ایکه دردامنه کوه بر صخره‌ای حک شده مجدداًآباد گردیده‌است. این سنگ نبشته چنین است:
 در همان ساعت بنا کردند استادان دهر ساختند از فضل حق این تکیه گاه دلنشین
با پایان یافتن دومین فصل كاوش در محوطه هخامنشی سروان در فهلیان نورآباد ممسنی، وجود یك مركز حكومتی دوره هخامنشی در این منطقه محرز شد.
به گزارش میراث آریا، سرپرست ایرانی هیأت مشترك ایران و استرالیا با اعلام این خبر، كشف بنایی به مساحت یك هزار و ۵۰۰ مترمربع با ۱۴ متر ارتفاع كه حاكی از شكوه این اثر است را مهم ترین دستاورد پژوهشی فصل دوم كاوش برشمرد.

ایوانی به طول ۳۰ متر با سنگفرشی از لوح های سنگی همراه با ۳ رشته پلكان، دیواره ایوان مزین به ۱۵ عدد كنگر ه پلكانی شكل همانند كنگره های ایوان آپادانا در تخت جمشید كه تمام این كنگره ها فرو افتاده و نیاز به مرمت و استحكام بخشی دارند، تالار بزرگ با پایه ستون هایی به قطر بیش از یك متر، ۲ اتاق بزرگ در ابعاد۱۰ در ۱۰ متر و.... از دیگر دستاوردهای ۲ فصل كاوش به شمار می رود.
به گفته علیرضا عسگری، بررسی های باستان شناسی در اطراف این بنای بزرگ نشان می دهد كه در این قسمت تنها یك ساختمان وجود نداشته است، بلكه حداقل ۲ ساختمان دیگر در دوره هخامنشی در این محل وجود داشته است. یكی از این بناها، در جنوب بنای مكشوفه كنونی و دیگری در شرق آن قرار داشته است. مهم تر اینكه، آثار معماری متعددی از سنگ های كنده كاری شده در كوهپایه این قسمت وجود دارد كه تمام این مدارك نشانگر آن است كه آثار هخامنشی موجود در این محل به یك بنا محدود نمی شود و در این محل، مجموعه ای بنا وجود داشته است.
وی سازه های معماری و آثار موجود را مبین وجود یك مركز حكومتی در روزگار هخامنشی در منطقه نورآباد ممسنی دانست و افزود: ساخت این آثار هنری ارزشمند بدون پشتوانه های اقتصادی دولتی قدرتمند، امكانپذیر نبوده است از این رو شاید، بتوان نام یكی از شهرهای عنوان شده در الواح تخت جمشید یعنی شهر لیدوما را برای این مركز مهم حكومتی در منطقه غرب فارس به كار برد، زیرا مسافت عنوان شده برای این شهر با حوزه جغرافیایی فهلیان در منطقه نورآباد مطابقت دارد.
بنا بر این گزارش، طرح نقش های شگفت انگیز پایه ستون هایی كه به صورت منظم در انتهای ایوان ستوندار به كار رفته اند و ضخامت قطر پایه آن بیش از یك متر است از دیگر موارد بازگوكننده شكوه این مجموعه تاریخی است. هر كدام از پایه ستون ها مزین به ۱۶ عدد گل نیلوفر و لوتوس است كه ساقه این گل ها به صورت جفتی از پایه ستون سر برافراشته و در بخش بالای پایه ستون ها به ۲ گلبرگ نیلوفر تبدیل و در بالاترین قسمت، گلی هشت پَر شكوه این كار هنرمندانه را دوچندان كرده است.
مقایسه نسبت قطر پایه ستون ها به ارتفاع آنها، نشان می دهد كه روی این پایه ستون ها همانند بنای صدستون تخت جمشید، باید ستون هایی به ارتفاع حداقل ۱۴ متر وجود داشته است. تالار این بنا دارای فضایی در ابعاد ۲۰ در ۳۰ متر بوده كه دسترسی به آن از طریق ایوان ستوندار با ۳ رشته پلكان در بخش جنوبی میسر بوده است.
گفتنی است، گروه پژوهشگران مطالعات باستان شناسی منطقه غرب فارس متشكل از یك هیأت مشترك پژوهشی از دانشگاه سیدنی و پژوهشكده باستانشناسی، در ۵ سال بررسی، كاوش و پژوهش مداوم در منطقه نورآباد ممسنی موفق شده اند ۶۵ محوطه باستانی از ۸ هزار سال پیش تا دوره اسلامی را مطالعه كنند. دانشگاه سیدنی و پژوهشكده باستان شناسی در ۵ سال گذشته بیش از 
۲ میلیارد ریال در این منطقه برای توسعه پژوهش های باستان شناسی هزینه كرده اند و بیش از ۱۵ پژوهشگر باستان شناس از دانشگاه های سیدنی، آكسفورد، كمبریج، دانشگاه ناتینگهام، دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه سوربن و پژوهشكده باستان شناسی در این پژوهش ها حضور داشته اند. در این مرحله، پژوهشگران آزمایشگاه های دانشگاه تهران بویژه گروه زمین شناسی و آزمایشگاه وایكاتو نیوزیلند و دانشگاه ناتینگهام در این مطالعات همكاری داشته اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 11:14  توسط عمار  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر