اخرین روز سال 95
خمار صد شبم شراب خانه کجایی
فکر میکروم امسال نوروز را جد نگرفته ام و دوری از کاشانه انچنان سخت مرا نخواهد براشفت اما درست روز اخر به سراغم امد با خود اندیشیدم ما از چه چهت از سرزمین مادری مان تارانده شده ایم و این درد تا کی همراه ما خواهد بود.امروز یاد دست فروش های شهر نوراباد افتادم که در روز اخر سعی داشتن تا با فروختن سبزه و ماهی لقمه نانی برای شاد شب عید خود دست و پا کنند چقد دلم میخواست پر داشتم و پر میزدم به انجا که برای یک لحضه اش جان میدهم 
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 1:23  توسط عمار
|
